خسی به نام سلیمان

دیکتاتور ، من دشمن تو نیستم ، انکار توام

Wednesday, October 28, 2009

تبریک وتهنیت

سلام بچه ها


عزیزان از اونجا که ایران شده مملکت تفتیش عقاید و هر صدای مخالفی در نطقه فیلتر اه ببخشید خفه میشه
بنده افتخار دارم که بگم بر طبق خبر های رسیده از ایران بنده در ایران فیلتر شدم .

Saturday, October 17, 2009

تشیع علوی و تشیع صفوی






















دکتر علی شریعتی : 
تشیع صفوی، مذهب راه حل یابی است برای گریز از مسئولیت ها
 مذهب تجلید و تذهیب و تجلیل قرآن: نه تحقیق و تفسیر قرآن.
تقدیس قرآن اما نه برای باز کردن و خواندن قرآن.
 توسل یکسره به کتاب دعا، برای بستن قرآن، چرا که گشودن قرآن، سخت است
 و مسئولیت آور، کتابی که چنان حساب و کتاب دقیقی دارد که می گوید
 نتیجه یک ذره کار نیک را می بینی، و کیفر ذره ای کار بد را می چشی
 ( فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره )
 قیامت، روزی است که دستاورد خویش را می نگری ( یوم ینظر المرء ما قدمت یداه )
 همین


و انفاق، از دست گذاشتن همه چیز است، انفاق جان، مال، زندگی، زن و فرزند است،
چه، در راه عقیده، در راه مردم این ها همه “ فتنه اند “.
 باید دنیا را پلید بشماری و شب و روزت را وقف کنی.
 آن هم نه در گوشه تنبلی و بی مسئولیتی زهد و ریاضت و عبادت و اعتکاف
بلکه در متن جهاد و اجتهاد و مردم و عقیده و عمل.


این همه مسئولیت؟ این همه سنگینی؟ خیلی سخت می گیرد.


اما شیعه صفوی نگران نیست، زیرا برایش راه حل های ساده ای دارد
کتاب دعا را می گشاید نوشته است که
 فلان چهار کلمه را اگر در پله چهارم صفا و مروه بایستی و بخوانی، پولدار می شوی! - این مال دنیا -
 و اگر همین دعا را بنویسی، یا رو به قبله بایستی و بخوانی،
و یا با آب انار، روی کاسه آب ندیده بنویسی و بخوری،
 تمام گناهانت – افزون تر از ستاره های آسمان و ریگ های بیابان و قطرات باران - بخشوده می شود،
 پاک، همچون روز اولی که از مادر زاییده شدی - این هم آخرت -
 پس مؤمن زرنگ به این، رو می آورد که هم راحت تر است و هم کم خرج تر و هم پر درامدتر!
 او، لای قرآن را باز نمی کند که راه حلش را در کتاب دعا یافته است


Thursday, October 15, 2009

دکتر علی شریعتی چه می گفت ؟



اخیرا در برخی از کانال های لس آنجلسی مثل پارس تی وی و از طرف افراد بی سوادی مثل بهرام مشیری دیدم که به قول خودشون دارن شریعتی رو میکوبن و این که خیلی هم با افتخار این فیلم ها رو در یو تیوب قرار داده اند . واقعا راست میگن که تو حوضی که ماهی نباشه ٬ قورباغه سالاره . همین مونده امثال بهرام مشیری تز انقلابی بدن و راجعبه دکتر علی شریعتی  نظر بدن .
بنده قصد ندارم که زندگی نامه دکتر علی شریعتی رو بهتون بگم  میتونید از وب زیر بخونید :
اما من میخوام به سوالات ایشون پاسخ بدم ٬ چون واقعا مزخرف گفتند ٬ من نمی خوام کسی رو مثل ایشون قانع کنم چون ایشون خودشم میدونه که داره حقیقت رو به نفع خودش تغییر میده٬ بنده خدا فکر کرده با کوچک کردن امثال شریعتی خودش بزرگ میشه ٬ قصد من آگاه کردن دوستانه .
آقای بهرام مشیری میگه که دکتر علی شریعتی راجعبه ظهور امام زمان صحبت کرده ٬ درسته ولی ایشون تا آخر حرفاش گوش نکرده و فقط تکه تکه بیان میکنه ٬ دکتر علی شریعتی در آخر حرفاش میگه که این اعتقاد به امام زمان در افکار عمومه و در ادامه حرفاش به دنبال اصلاح این عقیده میگرده .
آقای بهرام مشیری میگه شریعتی این حکومت کنونی ( جمهوری اسلامی ) رو می خواست . اینجا بود که آهی از ته دل کشیدم . چقدر آدم کوته فکری هستی ٬ اگه سخنرانی ایشون رو که در زیر قرار دادم گوش کنید
پدر / مادر / ما متهمیم 1
پدر / مادر / ما متهمیم 2
متوجه میشید که ایشون داشت دین رو اصلاح میکرد که در زمان خودش هم از طرف آخوند ها متهم به بی دینی میشد و دشمن دین سنتی بود و به مردم هشدار یه چنین حکومت افراطی مذهبی رو میداد و چیزی رو که الان داره صحبتش میشه ٬ ایشون چهل سال پیش بهش پی برده بود .
دکتر علی شریعتی خطاب به آخوند ها میگه : "من نه از راه دین نان میخورم٬نه منبر دارم نه محراب دارم ٬ نه لباس دارم ٬ نه موقعت مذهبی دارم و نه میخواهم ٬ چیزی ندارم که ازم بگیرن " ٬ کجا ایشون از آخوند ها حمایت کرده ؟ داره از دستشون میناله .
دکتر علی شریعتی میخواست که دین افراطی و بی دینی افراطی رو به هم نزدیک کنه و حتی به توده ها هم توجه میکرد ٬ به خاطر این بود که هم بهش کمونیست هم دین ستیز و هم مذهبی افراطی میگفتند ولی کسی واقعا متوجه نشد چی میگفت .
دکتر علی شریعتی : " من خدا را شاکرم که من رو به راهی رانده که در ایران متهم به تسننم و در خارج متهم به شیعه افراطی "
آخوند ها به شریعتی گیر داده بودند که چرا کروات میزنی ؟! چرا ریشتو میتراشی ؟! چرا پشت تریبون آب میخوری ؟!!!!
دکتر علی شریعتی خطاب به آخوند ها و چهره های متظاهر میگفت : "لااقل اگه راه من درست نباشه به حقیقت نزدیکتر است از راه کسانی که عادت دارند هم از توبره بخورن هم از آخور" .




















در آخر از دوستان میخوام ابتدا به سخنرانی های ایشون گوش بدن بعد اظهار نظر کنن ٬ ایشون پاسخ همه سوالات رو داده .
دکتر علی شریعتی :" راهی را میپیمایم که میدونم تا آخرعمر هم اگه تلاش کنم٬ شب و روز و زندگیمو فدا کنم ٬ نه به عنوان بت روشن فکران در اون جناح چیزی میشم و چیزی گیرم میاد و نه به عنوان یک چهره مقدس مذهبی در اینجا و هر دو رو از دست میدم و امید وارم در این ازدست دادن ها چیزی رو بدست بیاورم "
دانلود سخنرانی های دکتر علی شریعتی ( بزرگترین مخالف تحجر مذهبی ) :
http://welkin.blogsky.com/

Wednesday, October 14, 2009

وقتی خدا خوابه از آلبوم ایلوسیون شاهین نجفی

سه نفر، سه مرد از جنس مرگ

یه تن شکسته شده از جنس تگرگ

سه اراده، شش بیضه، سه آلت

یه ترانه، یه بهانه و یه فرصت

سه مغز پر از آیه و خشم و شهوت

یه اتاق، یه کبوتر، یه حرمت

تو رگهاشون که جاریه آب منی تو

تو لحظه‌ای که تو حسرت مردنی

وحشت از تو چشماش فوران می‌زد

دستاش بسته بود فقط فریاد می‌کرد

اوین صداشو خفه می‌کرد تو دیوار

درد دخول و چندش از این تکرار

زخم رعشه خندهاشون رو تن ترانه گریه کن چشماتو ببند

تو بکن برادرخدا خوابه

بکن مثل تاریخ کردنی کردنی

بدن مجروح و پاره شو بسوزن

روی نعش این کبوترآیه بخوون

زمین وارثتو ببین خون گریه کن

زمین منفجر شو، بپاش حیا کن

شب ازهم بدر طرح آسمونو

فلک به زیر بکش زمین و زمانو

زمین تف کن تو صورتم اگه ساکتم

اگه واسه ترانه صدتا ترانه نگم

ترانه نعره بکش به حالم بخند

ترانه گریه کن چشاتو ببند

ترانه ببین چه طور غرقم تو لجن

ترانه تو بیا این بار منو خط بزن

یه سر روی سنگ فرش و خواب فشنگ

یه بدن یه سرباز و اشک تفنگ

یه بسیجی عاشق رنگ سبز

یه پلیس یه پولس مسیح و نفی جنگ

یه آخوند رها توی قلب مردم

بی عمامه بسر توی دست کژدم

یه مهسا، ژیلا، شیوا،

محمد عیسا، عدنان، کاوه، جلوه، احمد

یه وکیل بی وکیل و درد قفس سیلی و فحش و سلول و حبس نفس

یه بغض بلوری تو گلوی قناری

یه صدا، یه گلوله، یه زخم کاری

یه محمود اما از جنس ذغال

یه حقارت، توهم، حس کمال

یه دولت که از معده‌ی ملت قی شده

گله‌ای که سی ساله وله، پی شده

خط بد و زشت و سیاه

یه مداد دکترمریض ومجرم بی سواد

مثل هاله‌ای نور دور سرمیخ کاریکاتور

یه دیکتاتور بوق و بیغ

یه ولی فقیه وقیح شنیع

یه معاویه گم تو لباس علی

ترانه ببین این کشتی رو تو لجن

ترانه اسمشو از این دفتر خط بزن

ترانه نعره بکش به حالم بخند

ترانه گریه کن چشاتو ببند

ترانه ببین چه طور غرقم تو لجن

ترانه تو بیا این بار منو خط بزن

Monday, October 12, 2009















واسه آدمای غم زده و غریب و تنها
واسه این همه توهین و تشر و فحش و دعوا

واسه تحمیل و خود فروشی و تو سری
واسه خدمت و جبر و توفیق زوری

واسه تجاوزای جنسی‌ و بهره کشی‌
واسه فرار و فشنگ و فرصت خود کشی

واسه رشوه و پول زور زیر میزی
واسه خواب شب و جماع و نوک تیزی

واسه ترس تیر و خطر خشم شب
خبردار و پرچم و فحش‌های زیر لب

واسه ستاره ی سرهنگای پاپتی
سخنرانی سرلشکرا ی در پیتی

توی صدای پای رژه‌های درهم
بوی عرق و شعارای گنگ و مبهم

تمثیل عقده ‌ها و خشم و خشونت
شلاق و بوی ادرار و زخم و عفونت

زندون و بند و دندونای خرد و شکنجه
مذهب و حزب کذب محض و حفظ تو گنجه

خنجر و خنج و خطبه و خاخامای بیمار
جمعه و جنگ و جبهه و جنازه ی بر دار

واسه من,واسه تو این همه آوار
زندگی‌ یعنی وسطه این همه مردار
زندگی‌ یعنی وسطه این همه مردار

آره این منم,این من یه دلقک غمگین
نپرس اسم و رسم و ببین این هاله ی ننگین

آره من خرم نمی فهمم هیچی‌ رو
تو دست و بچرخون ادامه بده این بازی رو

آره این منم,این من یه دلقک غمگین
نپرس اسم و رسم و ببین این هاله ی ننگین

آره من خرم نمی فهمم هیچی‌ رو
تو دست و بچرخون ادامه بده این بازی رو

واسه تب و تیر و تن و تبر،حس تو
سرم میره،بره واسه تو و مثله تو

واسه زن و قیصر و غیرت و فیلم فارسی‌
سن و صحنه سکسی و حسه رو دربایستی

خوشگلای سینما و سوسولای خوردنی
جایزه ی خوک طلایی! تخمه می شکنی؟

تلفیق موزیک و آش شعله قلم کار
تمرین دموکراسی با امت دیندار

سهم بمب و تومبون بی‌ کش ملت
فلاکت و فقر و فشار و شعار عزت

جوخه‌های سر پایی و قبرای بی‌ نشون
طرح گفتگوی تمدن‌ها توی آمازون!

شب شعر فقط واسه تو،شعر ماری کوری
بنگاه ملکی‌ ترانه و شعر دو زاری

شمسی‌,فاطی,کانادایی,خواهر‌ای دوقولو
دبی و شیخ و عشق وطن ،مردم هالو!

رژه شیش و هشت میدون آزادی تهران
کنسرت مشترک بلک کتس- آهنگران

رپ اپورتونیستی و نوحه خون موج سوار
مرثیه لوس آنجلسی با سلوی گیتار

وووووووووووو

آره این منم,این من یه دلقک غمگین
نپرس اسم و رسم و ببین این هاله ی ننگین

آره من خرم نمی فهمم هیچی‌ رو
تو دست و بچرخون ادامه بده این بازی رو

آره این منم,این من یه دلقک غمگین
نپرس اسم و رسم و ببین این هاله ی ننگین

آره من خرم نمی فهمم هیچی‌ رو
تو دست و بچرخون ادامه بده این بازی رو

وسط این دیسکو
بزن بالا مست کن
خانوما عقب جلو!
با توم هی هی تو!

معتقد مستش
بلوف راه دستش
همه جورش هستش

سینه‌های چاکدار
لباسای مارک دار
خانومای شب کار

صورتای رنگی‌
آقایون بنگی

واسه زن مانتو کوتاه ،حجاب و آزادی
ناموس و فانوس و قمه مردای آبادی

روسری،توسری،سیلی‌ ،زخم تن و تشنه
تن سفید ،چش سیاه و هیزای تشنه

طلاق و اتفاق و باغ خون و خیانت
پرده و درد و مرد و دختر،اصل و اصالت

شب بی‌ شام دختر خام و مرد هرزه
تن و تگرگ و مرگ و توی کوچه‌ها پرسه

غم و غصه و غربت و غرقه تو تنهایی
همه یه دردی دارن فکر نکن تو تنهایی

تو فقط بگو،نخواه،نگو قضاوت کنن
تو نمیخواهی آدما به دردشون عادت کنن

آره این تویی این تو آواره ی غمگین
نمی پرسیم اسمتو کافیه برامون همین
وووووووووو
نمی پرسیم اسمتو کافیه برامون همین

آره این منم,این من یه دلقک غمگین
نپرس اسم و رسم و ببین این هاله ی ننگین

آره من خرم نمی فهمم هیچی‌ رو
تو دست و بچرخون ادامه بده این بازی رو

آره این منم,این من یه دلقک غمگین
نپرس اسم و رسم و ببین این هاله ی ننگین

آره من خرم نمی فهمم هیچی‌ رو
تو دست و بچرخون ادامه بده این بازی رو

چه بودیم و چه شدیم.....!!!

اندر حکایات فواید انقلاب.....




خوبه که ببینیم خودمون چه بلایی سر خودمون اوردیم....در طول تاریخ این مردها نبودند که حق زن ها رو ازشون گرفتند!...بلکه این خود زن ها بودند که حقشونو دو دستی تقدیم مردها کردند!

هنوزم در اطرافمون کم نیستند دخترهایی که از سلطه ی مرد بر خودشون لذت می برند!....اینکه به اونها بگن چی بپوشند،کجا بروند،با کی حرف بزنند و... را غیرت مرد می نامند....!!!!

واقعا چیزی زجراور تر از این وجود دارد که کسی اگاهانه همه ی حقوق زندگیش را(حتی ابتدایی ترین انها را) به دیگری ببخشد و از این بخشیدن لذت ببرد... و امثال من را دختران سرکشی بخواند که برای جلب توجه مردها این کارها را می کنند؟!..

و اما من این را خوب می دانم که حتی این قدم کوچکی که برای دفاع از حقوق زن برمیدارم...برای تو نیست...برای تویی که تمام وجود و هست و نیستت را در اختیار یک نفر دیگر گذاشته ای نیست.....اینها را برای ان پرنده ی بال وپر بسته ای می گویم که می خواهد پرواز کند...حتی با بالهای بسته.......!!!

اره می جنگم واسه ،چیزی که مال منه! اسلحم صدامه ، بلند می شه،این حق زنه!






































نزن،به اون کسی که باور داری، نزن                      تو دستت قویه ، ظریفه صورت این زن

به خدا همه ی تنم اینجا داره می لرزه                   کی گفته پسرامو اوباشن دخترامون هرزه؟

اره،این درد مثل یه غده تو سینمه!                        گمون نکن هرچی می گم از روی کینمه!

این یه زخمه که تو خلوت منو می خوره                   تو عمق فاجعه ی خونین صورتت می بره!

تو چشات از حادثه سیاهه ، می دونم!                  می گن نفس بودنت گناهه ، می دونم!

تو مثل مرواریدی اما نه واسه زینت!                       ظریفی ، زیبایی، گرونی ، اینه صحبت!

ادما مریضن ، تو بودنت سلامت داره!             اره تو گناهی ، گناهی که برکت داره!




اره می جنگم واست ،چیزی که مال منه!

اسلحم صدامه ، بلند می شه،این حق زنه!


نمی خوام برام نقش یه دلسوزو بیای!                     بیخود می گی ضعیفم ! من شیرم تو کجای؟

دیگه نمی خوام واسم مرثیه سر کنی                     همین شعرم می شه واسه تو ، یه تو دهنی!

نگاه نکن روسری رو سرمه! این جبره!                      من معتقد نیستم که راه حلش صبره!

این یعنی حقمه زندگی!من یه ادمم!                        بگو می خوام ببینم!بگو تو چی از تو کمم؟

بزار دو دقیقه بگم مثل یه زن حرفمو!                         ادم ادمه!تو باید بفهمی دردمو!

قدر یه تاریخ حقمو گرفتن و بردن!                             نوبتیم نوبتمه! قدیمیا مردن!

تو حق داری هر چی می گی! قانون طرفته!               قانون به تو می گه بزن! زدن فقط حرفته!

این سر واسه شکستنه! اره! درد می کنه!                بزن! منم حرف می زنم! ببین کی جون می کنه!

نمی خوام مثل همیشه بشنوی گریه ام رو!                تا وقتی دستت بلند شد ،ببینی ترسمو!

باور کن از تو کتابا اسم مردو خط زدن!               ادما امروز دو جنسن ! یا نامردن یا که زن!

اره می جنگم واست چیزی که مال منه!

اسلحم صدامه، بلند می شه، این حق زنه!

من واست چی هستم تو این دنیای وحشی؟              یه چیز می گم زانو بزنی،کم بیاری،تا شی!

این ادمیت نیست مغزتون تو کمرتونه!                         بهتره بچرین! هرزگی اب و نونتونه!

عشق براتون به حرفه! مضحکه!تو خالیه!                    بچه،خونه،خونواده، یه چیز پوشالیه!

اما من گرونم ! قیمتم بالا خونمه!                      اسون به دست نمیام! این بسته به جونمه!

هر وقت که اراده کردی برات مادر شدم!                    اگه جنگ بود،پا به پات جنگیدم،خواهر شدم!

اره!این زنه خرد و شکسته همسرته!                        اره!این زن که الان نمی شناسی تو! زنته!

تجاوز یعنی همین! هر کاری که خواستی کردی!           با توهین و تشر و تو سری، کی گفته که مردی؟

یه روزی می شه که تو نمی تونی بگی چی بپوشم! من عروسک نیستم که شخصیتمو بفروشم!

من پوششم عوض می شه، تو سطح قضیه اینه! تو با مغزت چه می کنی که تا قیامت همینه!؟

دیگه سنگ هیچ دستی سرمو نمی شکونه!                کسی دیگه تو گوشم ایه ی وحشت نمی خونه!

تنم لگدمال نگاه هرزگی ها نمی شه!                   این یه عزم جزمه ! طوفان و خاک و اتیشه!

اره می جنگم واست چیزی که مال منه!

اسلحم صدامه،بلند می شه،این حق زنه

مير حسين موسوي مير حسين موسوي
website hit counter login